X
تبلیغات
انجمن علمی علوم دامی دانشگاه زنجان

انجمن علمی علوم دامی دانشگاه زنجان

تصاویر جالب از حیوانات دوقلو

[تصویر:  na3gamsofy7tla14uzv.jpg]

[تصویر:  7ln3si3m9rljznk1yyq6.jpg]

[تصویر:  eriqqo2gko4p9hcws8mv.jpg]

[تصویر:  yoogpjzcmy4c7431akc6.jpg]

[تصویر:  zd1z11dph7lou0vvbgvt.jpg]

[تصویر:  r0ec19kdvmz5evlton94.jpg]

[تصویر:  rem357qzpdovs1fve9qd.jpg]

[تصویر:  t72j9rkglpc2b19vf4u9.jpg]
+ نوشته شده در  جمعه 18 فروردین1391ساعت 10:23  توسط هادی یزدانی  | 

بیماری های دام وطیور 3

این مطلب دارای یک قسمت تکمیلی به نام یماری های دام طیور 2 نیز میباشد

حتما برای دانلود آن قسمت هم اقدام کنید.


                                                      دانلود

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 آذر1390ساعت 22:44  توسط هادی یزدانی  | 

بیماری های دام طیور 2

این مطلب دارای یک قسمت تکمیلی به نام یماری های دام طیور 3 نیز میباشد

حتما برای دانلود آن قسمت هم اقدام کنید.


                                                 دانلود


+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 آذر1390ساعت 22:39  توسط هادی یزدانی  | 

مطالب اکولوژیک

                                     دانلود

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 آذر1390ساعت 1:7  توسط هادی یزدانی  | 

مهم ترین صفات در ارزیابی تیپ گاوهای شیری



گاوهايي با شكل عمومي بدن خوب داراي شرايط زير هستند :
- به طور موثري علوفه ارزان قيمت را به شير تبديل مي كنند.
- قدرت بيشتري در حفظ حداكثرتوليد دردوره هاي شيردهي مختلف خواهند داشت .
- مدت زمان بيشتري در گله مي مانند.
- عمر پرتوليدتري از لحاظ توليد شير و گوساله زايي و سلامتي توليد مثل دارند.

.............................
موارد بالا همگي به اين موضوع اشاره دارند كه خوب بودن شكل عمومي بدن رابطه مستقيمي با سطوح توليد بالاتر، ماندگاري و سودمندي بادوام و درازمدت درگاوها دارد. از صفات خطي تيپ در دهه هاي اخيرجهت انتخاب براي افزايش طول عمر گله استفاده شده است و اين به دليل ورا ثت پذيري بالاتر اين صفات نسبت به ساير معيارهاي مستقيم طول عمرو نيز همبستگي نسبتاً بالاي اين صفات با طول عمر مي باشد . افزايش طول عمر دامها منجر به كاهش هزينه هاي جايگزيني تليسه ها ، استفاده بيشتر از گاوهايي با توليد شير بالاتر در گله و حصول تعداد فرزندان بيش تري از حيوانات مطلوب درگله مي گردد . امروزه استفاده از تكنيك هاي اصلاح نژادي دربهبود كمي و كيفي توليدات گله ، به صورت امري اجتناب ناپذير درآمده است و در اين راستا بهره گيري از آخرين دستاوردها در عرصه علم اصلاح نژاد بهترين ابزار مي باشد . ارزيابي تيپ يكي از اين ابزارهاي اصلاح نژادي در گله هاي گاو شيري است .
در مجموع بايد درنظر داشت كه داده هاي صفات خطي تيپ زودتر قابل اندازه گيري هستند تا داده هاي طول عمر و اين مزيت ر ا همواره بايد درنظر داشت .صفات طول عمر و ماندگاري وراثت پذيري پاييني دارند پس براي پيش بيني صفت كل طول عمر بايد انتخاب براساس صفات همبسته باشد .
فدراسيون جهاني ه لشتاين فريزين 1 به كمك اغلب كشورها برنامه هماهنگي را براي ارزيابي تيپ گاوهاي شيري ار ائه كرد . در سال 1986 فدراسيون هلشتاين فريزين اروپا 2 كار گروه هايي را براي آزمايش هماهنگ سيستم هاي طبقه بندي تيپ ايجاد كرد.
در ايران كميته ارزيابي تيپ در سال 1372 تشكيل شد كه هدف آن افزايش طول ارزيابي تيپ در گله ها است .
 

 ماندگاري
 
 هدف اصلاح نژاد درگاوهاي شيري افزايش طول عمر اقتصادي به ازاي هر دام در واحد زمان است. ماندگاري در گله معياري است كه بيانگر ميزان باروري و مقاومت حيوان به بيماري مي باشد كه گاهي اوقات به صورت بقاء يا طول عمر توليدي نيز بيان مي شود . به دليل وراثت پذيري كم اين و همچنين عدم دست يابي به كل طول عمر حيوانات موجود درگله ، استفاده از / صفات (كمتر از 1 )صفات همبسته قابل اندازه گيري در سنين اوليه روش متداولي براي توسعه ماندگاري است . ......................
يكي از مهمترين اين صفات، صفات تيپ مي باشند. خصوصيات گاوها كه روي طول عمرش اثر مي گذارد 2 دسته مي باشد:
1. خصوصيات توليدي حيوان .
2. ساير صفات موثربر ارزيابي تيپ . (صفات توليد مثلي – سلامت – صفات مديريتي و سرعت دوشش، خلق و خوي حيوان و غيره) مي باشد.
............................
يكي از صفات اقتصادي مهم گاوهاي شيري طول عمر اقتصادي گاوهاي شيري است كه با صفات تيپ و توليد رابطه مستقيم دارد .
حدود 1 تا 3 سال توليدي طول مي كشد كه يك گاو بتواند هزينه هاي پرورش خود را به دامدار باز پس دهد . پس هر چه طول عمر يا ماندگاري افزايش يابد نگهد اري حيوان سود بيشتري خواهد داشت . اين صفت كه مربوط به كل طول عمر حيوان مي شود را فقط پس از حذف گاوها از گله مي تواند اندازه گيري كرد .در كشورهايي مانند كانادا، فرانسه، آلمان و هلند ماندگاري براي تولي شير تصحيح مي گردد تا بيانگر اثر حذف به دليل توليد پايين شير باشد، در حاليكه دركشورهايي مانند نيوزلند، استراليا و آمريكا ماندگاري به طول كلي بيان مي شود.
.......................
انواع صفات ماندگاري
1- طول عمر
2- صفات بقاء
.........................
بقاء :
احتمال باقي ماندن يك گاو تا سن بخصوصي را بقا مي گو يند. اين معيار درسال 1976 توسط او رت و همكاران بيان شد . اما طول عمر پس از اولين زايش متداول تر است و تحت تأثير سن هنگام اولين زايش قرار نمي گيرد.طول عمر توليدي تحت تأثيرسنين مختلف دراولين زايش نمي باشد . در حاليكه كل عمر توليدي حيوان متأ ثر از سن هنگام اولين زايش است . صفت طول عمرتوليدي به صورت حاصل تفريق سن گاو هنگام حذف درسن هنگام اولين زايش او محاسبه مي شود.
شاخص سودمندي طول عمر اولين شاخص سودمندي طول عمر بر اساس تأكيد زياد روي صفات غيرتوليدي و نيز صفات توليدي در سال 1990 در كاناد ا مطرح شد . در ابتدا اين صفات شامل صفات اصلي تيپ وابسته به ماندگاري يعني : سيستم پستاني ، سم ها وپا ها و ظرفيت بدن بود . اصلي ترين هدف شاخص سودمندي طول عمر به حداكثر رساندن سود هر گاو و طول عمر آن بود . در سال 2001 اهميت امتياز سلولهاي سوماتيك در شير و سرعت آز اد سازي شير نيز در فرمول شاخص سودمندي طول عمر وارد
شد .آخرين فرمول شاخص سودمندي طول عمر براي گاوهاي نر و ماده هلشتاين شامل 3 درصدجزء اصلي توليد 57 درصد ، ماندگاري 38 درصد وسلامتي 5 درصد است. بنابراين تأكيد كلي شاخص سودمندي طول عمر كه فلسفه اصلاح نژاد كانادايي را منعكس مي كند 60 درصد مربوط به صفات توليدي و 40 درصد مربوط به صفات ماندگاري است. 
تكنيك فرمول شاخص سودمندي طول عمر
........................
سلامتي 5 %
سلولهاي سوماتيك 3 %
عمق پستان 5/1 %
سرعت شيردهي 5 /0% 
ماندگاري 38 % سم ها و پاها 4 /11%
سيستم پستاني 2 /15%
زندگي گله اي 7 %
ظرفيت 8 /3%
..................... توليد 57 % 42/75 % پروتئين
14/25 %چربي
.
....... ..................................
در دامداريهاي ايران حذف اكثراً اجباري است و انتخاب تأثيري روي آن ندارد چون به صفاتي همچون ماندگاري توجه نمي شود. (مشكلات سم، پستان و....) پس بايد روي ماندگاري گاو در گله تأكيد داشته و در زمان انتخاب اسپرم آن را در نظرگرفت .
.....................
طول عمر فاكتورمهم اقتصادي در توليد شير مي باشد چون :

1- سبب كاهش نرخ حذف و در نتيجه كاهش هزينه هاي پرورش مي شود.
2- افزايش سود ناشي از توليد شير . ( بيشترين عملكرد توليدي درچهارمين تا هفتمين دوره شيردهي به دست مي آيد)
3- ممكن است سبب كاهش هزينه هاي دامپزشكي گردد.
4- امكان انتخاب بيشتر براي صفات اقتصادي شبيه توليد شير را ميسر مي كند.
سوددهي را تنها موقعي مي تواند ثبت كرد كه گاو از گله حذف شده باشد پس انتخاب ح يواناتي كه سوددهي بيشتري دارند بايد با اندازه گيري شاخص هايي كه در سنين پايين درگاو مشاهده مي شوند، صورت گيرد
...


 

 

صفات تيپ صفت استاندارد تعريف دقيق هر صفت به خوبي مشخص شده است واستفاده از محدوده كامل امتيازات خطي براي شناسايي حدود هر صفت در داخل جمع يت ضروري است . پارامترهاي ارزيابي براي محاسبات بايد براساس حدود نهايي بيولوژيكي مورد انتظار تليسه هاي دو ساله باشد .
صفات خطي ، توصيفي از گاو را ار ائه مي دهند كه توسط چشمان فرد ارزيابي كننده ارزيابي مي شوند . بيشتر صفات مي توانند به جاي مقياسي كه توسط فرد ارزيابي كننده استفاده مي شود توسط معيار سانتي متر اندازه گيري شوند. صفات خطي زبان بين المللي طبقه بندي هستند .
خصوصيات عمومي صفات دسته بندي شده اي هستند كه از نقطه نظر بيولوژيكي خطي نيستند و بر اساس اهداف اصلاحي هر كشور يك مقياس توصيفي ذهني براي ا ندازه گيري مطلوبيت گاوها به آنها داده مي شود و بدليل تفاوت درتعريف اهداف اصلاحي بين كشورها ، ارائه يك تعريف هماهنگ براي خصوصيات عمومي مشكل است . اما از آنجا كه به طور روزافزون استفاده بين المللي از گاوهاي نر افزايش مي يابد اين موقعيت به وجود خواهد آمد كه س يستم طبقه بندي هماهنگ شده به طول كامل مورد قبول همه كشورها قرار گيرد .
صفات خطي تيپ اساس سيستم هاي طبقه بندي مدرن وهمه سيستم هاي تعريف گاو شيري هستند. طبقه بندي خطي بر اساس اندازه گيري صفات فردي تيپ بنا شده است به عبارت ديگر درجه صفات تعيين مي شوند نه مطلوبيت آن .
فوايد امتياز دهي خطي عبارتست از : 
1- صفات به صورت فردي امتيازدهي مي شوند
2-امتيازات محدوده بيولوژيكي را پوشش مي دهند. 
3- تغييرات داخل صفات قابل تشخيص است . 
4- درجه به جاي مطلوبيت ثبت مي شود .
همه كشورها بايد از صفات استاندارد درسيستم طبقه بندي خ طي استفاده كنند . در كشورهاي مختلف برخي از صفات اضافي به صورت اختياري در گزارش ارزيابي تيپ آورده مي شود . تا قبل از سال  2006 ، شانزده صفت به عنوان صفات استاندارد معرفي شده بودند ولي از سال 2006 دو صفت جديد 
به اين ليست اضافه گرديد. اين دو صفت عبارتنداز نحوه حركت  و اسكور بدني اين صفات حتماً بايد در فرمهاي ارزيابي كشورهاي عضو فدراسيون جه اني گاو هلشتاين وجود داشته باشد .صفات تيپ دو دسته هستند :
1- صفات اوليه
2- صفات ثانويه
.................
صفات اوليه: 1 - قد و قامت دام (بر حسب سانتي متر) قبلاً اين صفت را از طريق فاصله جد وگاه تا سطح زمين اندازه مي گرفتند .ولي استاندارد جديد اين صفت بدين ترتيب است كه فاصله بين دواستخوان لگن در ناحيه كپل 4 تا سطح زمين اندازه گيري مي شود.
..................
 امتياز دهي:
كوتاه ( 130 سانتي متر) 5 متوسط ( 142 سانتي متر) 9 بلند ( 154 سانتي متر)
(هر 3 سانتي متر 1 امتياز ) 
..................
2- عمق بدن
فاصله بين بالاي آخرين دنده كمري تا زير شكم است . (عميق ترين بخش بدن ) كه به قد و قامت گاو بستگي دارد.
هر چه عمق بدن گاو بيشتر باشد امتياز بيشتري كسب مي كند . يك بدن عميق يعني بدن دامي كه داراي دور سينه عريض و وسيع باشد . دور سينه اي كه توسط دنده هاي جلويي شكل گرفته اند و نشان دهنده فضاي وسيع درفاصله فرورفتگي پشت شانه تا نقطه آرنج دام است
عمق بدن گاو بايد با تيپ گاو تناسب داشته باشد .
.........................
 امتياز دهي:
 
 3-1 كم عمق6 - 4 متوسط، 9-6عميق 3- عرض سينه
از بالاترين سطح داخلي پاهاي جلويي اندازه گيري مي شود كه نشان دهنده فضاي قفسه . عرض سينه بايد با طول ، سينه است كه هر چه بيشتر شود توليد شير افزايش مي يابد.بدن تناسب داشته باشد برعكس گاو گوشتي پس براي اين صفت حدمتوسط قابل قبول است
.
....................
...............

3 - عرض سينه 
از بالاترين سطح داخلي پاهاي جلويي اندازه گيري مي شود كه نشان دهنده فضاي قفسه عرض سينه بايد با طول ، سينه است كه هر چه بيشتر شود توليد شير افزايش مي يابد .بدن تناسب داشته باشد برعكس گاو گوشتي پس براي اين صفت حدمتوسط قابل قبول است........................
امتياز دهي :
3-1 باريک، 6-4 متوسط، 9-7 عريض
به طور كلي از 13 تا 29 سانتي متركه به ازاي هر 2 سانتي متر يك امتياز افزايش مي يابد.
........................ .
.4 - زاويه دار بودن بدن
خودشامل چندين صفت است : كشيدگي گردن ، تناسب گردن با بدن ، زاويه دار بودن بدن، و تناسب عرض بدن و اتصال آن به جلد، زاويه دنده ها ، بلند (pin) تناسب عرض كمر با عرض پين  بودن دنده ها، پهن بودن دنده ها و زاويه دنده ها به عقب بدن و به سمت پستان اين صفت يك صفت حقيقي خطي نيست .

.................
......................
 امتياز دهي
 1-3 بدن زاويه – دنده ها نزديك واستخوان صاف نيست.
4-6 زاويه حد وسط و دنده ها نسبتاً باز وكيفيت استخوان متوسط است.
7-9 خيلي زاويه دار، دنده ها فراخ واستخوان صاف است.
اثر اين 3 تركيب روي امتياز دهي بدين نحو است . زاويه دار بود ن و فراخي دنده ها 80 درصد و كيفيت استخوان 20 درصد روي امتياز اثر دارند . چهارچوب بدني لاغر دلا لت بر توسعه صفات شيردهي دارد . گاوهاي زمخت و چاق كمترين و گاوهايي كه بدنهاي بسيار زاويه دار دارند بالاترين  امتياز را مي گيرند .
.........

....................
5 -زاويه كپل
بر اساس شيب بين استخوان مفصل ران 3 و استخوان لگن 4 امتياز بندي مي شود . هر چه شيب بين اين دو استخوان بيشتر باشد امتياز بالاتر خواهد بود . براي زاويه افقي امتياز3 در نظر گرفته مي شود. در گاوهايي كه استخوان لگن 4 سانتي متر بالاتر از استخوان مفصل ران باشد امتياز 1 در نظ ر گرفته مي شود . به ازاي هر 2 سانتي متر كاهش، يك امتياز افزوده مي شود.
.........................
  امتياز دهي:
 1. پين بالا ( 4+ سانتي متر)
3. هم سطح ( 5+ سانتي متر)
4. شيب كم ( 2- سانتي متر)
5. حد متوسط ( 4- سانتي متر)
6. خيلي شيب دار ( 12 - سانتي متر)
كپل دامي كه استخوانهاي لگن كمي پايين تر از استخوانهاي مفصل ران است ترجيح داده مي شود زيرا در چنين حالتي موجب خروج راحت تر مايعات رحمي و آسان زايي مي شود.
 بخش كپل داراي 3 صفت است . زاويه شيب از استخوان مفصل ران تا استخوان لگن و قدرت كپل ، اين صفات 10 درصد امتيازات نهايي محاسبه شده را در سيستم طبقه بندي هلشتاين كانادايي به خود اختصاص مي دهد.
........................
6- عرض كپل 
به فاصله بين انتهايي ترين نقطه استخوان لگن عرض كپل گفته مي شود.
هرچه فاصله بيشترباشد امتياز بيشتري كسب مي گردد پس هر چه عريض ترباشد بهتراست.
عرض بدن بايد با طول بدن متناسب باشد .

..
امتياز دهي :
3-1 كم عرض،6-4 متوسط، 9- 7 عريض
كمترين عرض 10 و بيشترين آن 26 سانتي متر است. به ازاي هر 2 سانتي متر ، يك امتياز افزايش مي يابد.
درمجموع اگر استخوان كپل زياد ازحد به طرف جلو باشد پاها در زير حيوان به فاصله زياد از هم قرار مي گيرند كه موجب كماني شدن شديد پا مي شود . درصورتي كه اگر استخوان كپل زياد به طرف عقب باشد پاها تمايل به مستقيم بودن دارند و زاويه پاها كمتر مي شود . عرض كافي كپل سبب ايجاد فضاي لازم براي پستان عقبي عريض و بالا ايستاده كه قدرت تحمل حجم زيادي شير را دارد مي شود . كپل عريض با شيب مناسب باعث عبور ساده تر گوساله از مجراي توليد مثلي مي شود و بنابراين احتمال سخت زايي درگاو و پاره شدن رحم و آسيب ديدگي فرج كاهش مي يابد ...
...............
..................
............

.

 


7- پاهاي عقبي از نماي عقب
نحوه استقرار پاها از نماي عقب ق بلاً بر اساس مفصل خرگوشي امتياز داده مي شد اما امروزه از ناحيه زاويه سم بررسي هل صورت مي گيرد كه خود بيانگر نحوه قرار گيري مفصل خرگوشي نيز هست. هرچه قدر فاصله بين پاهاي عقب بيشتر باشد فضاي بيشتري براي پستان عقبي وجود خواهد داشت.
....
 امتياز دهي
1- شديداً به سمت داخل   5- حد وسط ، نسبتاً به داخل   6- پاها موازي
........
......................
8- زاويه پا از نماي كنار به زاويه قسمت جلويي مفصل خرگوشي گفته مي شود (داسي شكل بودن يا صاف بودن پا ) پا جزو صفاتي است كه حد وسط آن مناسب است . اگر پا داسي شكل باشد به دليل اينكه بخش جلويي سم خوب سائيده نمي شود بلند مي گردد ومشكلات حركتي ايجاد مي كند . درزمان تلقيح به گاوهايي كه پاي داسي شكل دارند اسپرم با پاي مستقيم وبه گاوهايي كه پاي مستقيم دارند اسپرم با  پاي داسي شكل مي زنند تا صفت حد وسط آن ايجاد گردد .در حالت قوس وزن دام خيلي عقب تر از پاشنه سم واقع گش ته و به مشكلات سم خواهد  انجاميد .
3-1 مستقيم(° 160 ) ، 6-4 متوسط (° 147) ، 9-7 داسي شكل (° 134 )
.....
9- زاويه سم زاويه قسمت جلويي سم عقب از كف تا محل رستن مو خط صافي باشد . در حالي كه قبلاً كف سم  را مبنا قرار مي داده اند .
.....................
..........
امتياز دهي 
3 - 1 زاويه خيلي كم ، 6- 4 زاويه متوسط  ، زاويه زياد  9-7
 امتياز1(°15 )   ،   امتياز 5 (°45 )  ،   امتياز9(65°)
.........
اينكه گاوهاي شيري بتوانند به سهو لت مسيرهاي لازم را طي كنند ، پاها و سم ها نبايد دچار لنگش يا آسيب ديدگي باشند تا بتوانند بدون محدوديت در حركت كردن ، به موقع خود را به محل خوراك و شيردوش ي برسانند . در دامداريهايي كه سيستم تاي استال دارند سيستم پاها بايد خيلي قوي باشد تا قدرت و تحمل فشار وزن بدن و ايستادن در جايگاه ر ا داشته باشد . گاوهايي كه با مشك لات پا مواجه مي شوند ديرتر به آخور و شيردوش ي مي رسند . خوراك مصرفي آنها كاهش مي يابد و شير كمتري توليد مي كنند . اين گاوها علائم فحلي را كمتر نشان مي ده ند و باعث كاهش فحلي ، باروري و آبستني مي شوند در نتيجه شيردهي ر ا به تعويق انداخته كه در نهايت منجر به كاهش سود دهي مي  شود
گاو مي بايست پاهايي با زاويه تند با عمق زياد پاشنه داشته باشد تا بافت نرم سم از آسيب ديدگي محفوظ بماند و نياز آن به سم چيني به حداقل برسد . كيفيت استخوان روي طول عمر حيوان نقش دارد . پاها بايد استخواني و د اراي ظرافت مناسب و تخت باشند تا زخم شدن و آسيب ديدگي در آنها به حداقل برسد . ظرافت استخوانها همچنين به عنوان يك شاخص در قدرت شيردهي مورد  توجه قرار مي گيرد .
.............................

 
10- اتصال پستان جلو 
 اتصال قوي پستان جلويي به ديواره شكم يك صفت حقيقي خطي نيست .پستان جلويي وسرپستانك هاي پستان جلويي در تركيب كلي تيپ بسيار مهم است . كف پستان جلو بايد در همان سطح پستان عقب امتداد يابد . پستان جلويي خوب بايد طول ايده آلي داشته باشد و قبل از اتصال به ملايمت به سمت بالا انحنا پيدا كند و به طور يكنواخت به بدن وصل شود . اين نوع پستان ها كمتر به بيماريها و تشكيل بافت هاي غير طبيعي و .... دچار مي شوند كه مي تواند سبب افزايش طول عمر گردد .
...........
امتياز دهي
3- 1 ضعيف و سست ، 6 - 4 متوسط قابل قبول  ، 9- 7خيلي قوي و سفت
حد وسط اين صفت قابل قبول است يعني اتصال خيلي محكم نيز مضراتي ر ا به همراه دارد.
اگر دست ر ا بين فاصله پستان و شكم قرار دهيم ودست خيلي داخل شود مناسب نيست و اگر كمتر وارد شود نشان دهنده توليد شير بيشتر است وگاو امتياز بالاتري مي گيرد .
...

...................................
...
11-  محل استقرار سرپستانك جلويي
 به محل استقرار سرپستانك هاي جلويي ازمركز هر يك از پستان ها گفته و مي شود طرز قرار گرفتن سر پستانك ها نه تنها روي سهولت شيردوشي تأثيردارد بلكه روي
حساسيت پستان نسبت به زخ م شدن نيزاثرمي گذارد . پستانهايي با سرپستانك هاي بسيار دور ازهم حداقل امتياز وپستانهايي با سر پستانك هاي نزديك به هم و به طرف مركز كل پستان حداكثر امتياز را به خود اختصاص مي دهند . ولي بهترين حالت قرار گرفتن آنها به شكل عمود ومستقيم بر پستانها است يعني امتياز متوسط .
......
 امتياز دهي
۳  - 1 خارج از كوارترهاي عقب،  6- 4 وسط ، 9-7 داخل كوارترها 
براي تعيين امتياز سرپستانكهاي جلويي، از سر پستانك هاي عقبي خط مستقيم كشيده و محل كا رتي  هاي جلويي را با آن مي سنجند .
..12- طول سرپستانك ها
براي اين صفت طول سرپستانك هاي جلويي اندازه گرفته مي شوند .
سرپستانك ها بايد به طور مستقيم ازكف پستان به پايين آويزان شده واندازه آنها بايد متوسط و شكل آنها مناسب باشد . اندازه سرپستانك ها تعيين كننده سرعت و سهولت خروج شير و حساسيت به زخمي شدن آنها مي باشد . سرپستانك هاي كوچك كمترين امتياز و سرپستانكهاي بزرگ بيشترين امتياز را دريافت مي كنند بين سرپستانك ج لو و عقب 1سانتي متر اختلاف وجود دارد كه سرپستانك جلويي كوتاهتر است
......
امتياز دهي سرپستانك هايي با طول 6-5 سا نتي متر با شكل گرد مناسب هستند . 
 3 - 1كوتاه ، 6- 4 متوسط ، 9-7 بلند (به ازاي هر 1 سانتي متر امتياز ) 

13-عمق پستان
فاصله پايين ترين بخش پستان تا مفصل خرگوشي را عمق پستان مي گويند.
كف پستان گاو بايد 5 سانتي متر بالاتر از مفصل خرگوشي باشد . يك پستان بسيار عميق بيشتر دچار ورم پستان و جراحت مي شود . پستانهاي عميق (كف پستان پايين تر از مفصل خرگوشي) كمترين امتياز و آنهايي كه ارتفاع بس ياركمي دارند بيشترين امتياز را دريافت مي كنند . در اين صفت نيز حدمتوسط مطلوبتر است.
عمق پستان براي ظرفيت آن خيلي مهم است . پستان با عمق زياد بيشتر در معرض جراحت و ورم پستان قرار دارد.
 امتياز بندي
 1 زير مفصل خرگوشي ( 2 سانتي متر)
2 هم سطح مفصل خرگوشي ( 5 سانتي متر)
5 حد وسط
9 كم عمق
پس از سطح 5 به ازاي هر 3 سانتي متر، يك امتياز افزايش مي يابد.
..............


فاصله بين بخش زيرين فرج تا بافت ترشحي شير كه به ارتفاع خود حيوان نيز بستگي دارد ارتفاع پستان عقبي گفته مي شود ( يا به صورت فاصله بين نوك پستانها تا محل چسبندگي به بدن  محاسبه مي شود.)
اين صفت ارثي اوليه بيانگر توان ظرفيت توليدشيراست . (به طور تقريبي 60 % كل شير دراين  بخش توليد مي شود)
هرچه پستان بلندتر باشد نشان دهنده توليدشير بيشتر نيست بلكه هر چه پستان بافت ترشحي بيشتري داشته باشد توليد شير افزايش مي يابد. پس .هر چه ارتفاع پستان عقبي كمتر باشد بهتر است  يعني بافت ترشحي پستان بيشتر است .
.............
امتياز بندي
 ۳ - 1 خيلي كم (بافت ترشحي پايين ) ، 6- 4 حد وسط  7،  زياد (منطقه بافت ترشحي بالا)اسكور 4 حد متوسط است 29 سانتي متر ، و پس از آن به ازاي هر 2 سانتي متر، يك
امتياز افزايش مي يابد.
 
.......

 
15- ليگامنت نگهدارنده وسطي 

............................
 عمق شكاف براساس پستان عقب اندازه گيري مي شود اين يك صفت ارثي اوليه است . رباط نگهدارنده خيلي ضعيف سبب مي شود كه سرپستانك ها به سمت خارج متمايل شوند و اگر خيلي سفت باشد به سمت داخل . پس براي اين صفت نيز حد متوسط مناسب تر است . ليگامنت نسبتاً قوي مانع از افتادگي پستان مي شود . احتمال بيماريها و  زخم (له شدگي ) كاهش مي يابد.
ليگامنت هاي كناري هم حائز اهميت هستند چون احتمال دارد ليگامنت وسط مناسب باشد  ولي ليگامنت هاي كناري به دليل ضعيف بودن سبب ايجاد پستان پاندولي كنند .
.........
امتياز بندي
1 محدب به سمت زمين 4 متعادل  ،  7 عميق
.... 


16- محل استقرار سرپستانك هاي عقبي
 موقعيت سرپستانك هاي عقب از مركز كوارترها
حدمتوسط اين صفت مطلوب است .
ضخامت سرپستانك مطلوب 1/0 ± 48/2 است.
...
امتياز بندي
2- 1 بيرون ازكوارتر، 4 حد وسط  ، 9-7 داخل كوارترها 
................


17-عرض پستان عقب

.
اين صفت از صفات اختياري مي باشد .عرض پستانهاي عقب بيانگر ميزان توان توليد شير است. پستانهاي عقب با عرض كم پا يين ترين امتياز و پستانهاي عقب عريض بالاترين امتياز را كسب  مي كنند .
بافت پستان بايد نرم و قابل انعطاف باشد . خوب بودن بافت پستان همبستگي بالايي با شمار سلولهاي بدني در شيرتوليدي دارد
 

+ نوشته شده در  جمعه 20 آبان1390ساعت 16:6  توسط هادی یزدانی  | 

مطالب مربوط به بیماری های دام وطیور 1

                                                   دانلود           

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 آبان1390ساعت 23:51  توسط هادی یزدانی  | 

انواع نژاد بز

                                                                  دانلود                                              
+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 آبان1390ساعت 23:25  توسط هادی یزدانی  | 

کامل ترین مطلب در باره نژادهای مختلف گوسفند

                                                      دانلود

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 آبان1390ساعت 0:7  توسط هادی یزدانی  | 

معرفی نژاد های گوسفند:

  1- نژادهایی با پشم خیلی ظریف

2-نژادهایی با پشم نسبتا ظریف

3- نژادهای پشم دراز

4 - نژادهای پشم تلاقی یافته

5 -نژادهای پشم قالی

6- نژاد پوستی

گوسفندان ایران

1-نژادهایی با پشم خیلی ظریف

الف : مرینوس ( merino )

 

منشا مرینوس کشور اسپانیا میباشد .سه نوع مرینوس به نامهای A ، B و C وجود دارد. A و B دارای پوست چین دار میباشند و نوع A پوست چین دار تری نسبت به B دارد.مرینوس با پوست چین دار به مرینوس آمریکائی شناخته می شود. مرینوس نوع C را مرینوس دلاین ( Delaine merino ) مینامند که چین پوست آن خیلی کم میباشد .

پشم مرینوس دلاین سفید بوده ورشد آن در حدود4/6تا6/7 سانتی متر در سال میباشد.

قوچهای آن شاخدار و میشها بدون شاخ میباشند . مرینوس از نظر اندازه متوسط بوده و بدنی لاغر دارد.مرینو دلاین از مرینوس بزرگتر است. مرینوس دارای غریزه قوی زندگی گله ای بوده وتوانائی چرا در مراتع فقیر را دارا میباشد

ب:رامبویه( Rambouillet )

 

منشا این نژاد کشور فرانسه میباشد.این نژاد از مرینوس اسپانیائی حاصل شده است . در حدود نیمی یا بیشتر از گوسفندان تلاقی یافته در آمریکا از نژاد رامبویه میباشند.رامبویه از نظر پشم ظریف شهرت دارد.

رنگ این نژاد سفید میباشد و اندازه آن بزرگ میباشد.بدنی زاویه دار وبلوکی همچنین لاشه ای گوشتی تر نسبت به مرینوس دارد ولی از نظر کیفیت گوشت درمقایسه با نژادهایی که برای تولید گوشت پرورش می یابند مناسب نمی باشد.قوچهای این نژاد شاخدار ویا بدون شاخ ولی همه میشها بدون شاخ هستند.رشد پشم آنها حدود9/8سانتی متر در سال است.

ج دبویلت( Debouillet )

  

منشا این نژاد آمریکا میباشد. از تلاقی رامبویه ومرینوس دلاین بهبود نژاد یافته است. توسعه این نژاد در نیو مکزیکو شروع گردیده است. دبویلت باشرایط مراتع غرب امریکا سازگار است.

اندازه این نژاد متوسط بوده ،بدنی زاویه دار داردو رنگ آن سفید میباشد. قوچهای این نژاد شاخدار و یا بدون شاخ میباشند ولی میشها بدون شاخ هستند.الیاف پشم نرم و بلند باعث ارزشمندی پشم ان میباشد.

2-نژادهایی با پشم نسبتا ظریف

الف -چویوت ( cheviot )

 

منشا این نژاد از تپه های cheviot در شمال انگلستان و جنوب اسکاتلند میباشد.

چویوت جثه ای کوچک داشته و نوع بدن آن بلوکی است .این نژاد صورت و پا های سفید ومنخرین سیاه دارد و بدون شاخ میباشد. رشد پشم آن در حدود2/10 تا 7/12 سانتی متر در سال میباشد.

ب - دورست-( Dorest )

                                   

منشا دورست از جنوب انگلستان میباشد.جثه ای متوسط داشته و نوع بدن بلوکی است .گوشها ، بینی ، صورت و پا هایی سفید دارد .دورست هم شاخدار وهم بدون شاخ میباشد .این نژاد پشمی با زبری متوسط تولید میکندوپشم چیده شده دورست وزن سبکی داردو به طور متوسط 6/3 - 2/3 کیلو گرم است . این نژاد لاشه گوشت داری تولید میکند.

ج -گوسفند فنلاندی( Finn sheep )

منشا این نژاد فنلاند است واز نظر جثه کوچک است گوشها ، بینی ، صورت و پا هایی سفید دارد این نژاد به طور کلی بدون شاخ میباشد،هر چند که تعدادی از قوچهای آن شاخدار میباشد.گوسفند فنلاندی پشمی با زبری متوسط تولید میکند و وزن پشم چیده شده آن حدود 4 تا 5/4 کیلو گرم است خصوصیات لاشه این نژاد مطلوب نمیباشد.

نژاد فنلاندی دارای نرخ بره زایی قابل توجهی میباشد و در آمریکا برای برنامه های تلاقی جهت افزایش میزان بره زایی مورد استفاده قرار میگیرد . میش بالغ تلاقی یافته که نیمی از آن نژاد گوسفند فنلاندی میباشد 200 تا 250 بره تولید میکند بره های تلاقی یافته این نژاد در هنگام تولد کوچک میباشند ولی قدرت بقا وزنده ماندن آنها بالا میباشد . وقتی این نژاد در تلاقی استفاده گردد ، بره های بدست آمده از نظر لاشه نیز دارایکیفیت مناسبی خواهند بود.

د همشایر ( Hampshire )

                         

منشا نژاد همشای جنوب انگلستان است. جثه این حیوان بزرگ بوده و دارای بدنی از نوع بلوکی میباشد صورت ، پا ها ، گوشها و بینی سیاه بوده ،فاقد شاخ میباشد.

همشایر از نظر بلوغ در حد متوسط قرار دارد. از خصوصیات دیگر این نژاد شیر دهی خوب و تولید بره هایی است که پس از شیر گیری برای ارائه به بازار مناسب میباشند. تولید پشم متوسط و درحدود 2/3 تا 6/3 کیلو گرم میباشد میانگین تولید بره در حدود 137 درصد است که این درصد بره زایی براساس 100 میش میباشد . تلاقی خوبی بین آنها وگوسفندان با پشم ظریف یا نژاده های تلاقی یافته صورت میگیرد.

ه- مونتادال( Montadal )

                       

منشا این نژاد ایالات متحده میباشد وبهبود آن بوسیله تلاقی میشهای نژاد کلمبیا با قوچهای cheviot صورت پذیرفته است .

این حیوان دارای جثه ای متوسط با نوع بدن بلوکی بوده ،صورت ، گوشها و پا های آن سفید میباشد وبر روی صورت وپا ها پشمی وجود ندارد.این نژاد بدون شاخ میباشد لاشه آن گوشتی است ومتوسط تولید پشم در حدود 5/4 تا 4/5 کیلو گرم در سال میباشد.

و - اکسفورد ( Oxford )

 

منشا نژاد اکسفورد مرکز وجنوب انگلستان است . نژاد اکسفورد از بزرگترین نژاد های گوسفند با پشم متوسط از نظر جثه میباشد . نوع بدن آن بلوکی میباشد . صورت ، گوشها وپاهای آن خاکستری مایل به قهوه ای است. گوسفندان این نژاد بدون شاخ هستند .بیده چیده شده آن سنگین و حدود 5/4 تا 4/5 کیلوگرم وزن دارد .میشهای این نژاد پر منفعت و سودمند بوده ، از نظر شیر دهی خوب و بره های آنها دارای رشد سریعی میباشند . استفاده از این نژاد در تلاقی ها مناسب است چون اندازه جثه آن بزرگ است .

ز-شروپ شایر ( Shropshire )

 

منشا این نژاد کشور انگلستان میباشد . این حیوان از کوچکترین گوسفند های نژاد پشم متوسط و نوع تیپ بدنی بلوکی بوده وبدون شاخ میباشد . صورت و پا ها کدر بوده ،پوشش زیادی از پشم در صورت آن وجود دارد .تولید لاشه این نژاد کم میباشد و وقتی وزن حیوان در اثر تغذیه افزایش می یابد ، میزان چربی آن نیز زیاد میگردد.

وزن بیده آن 1/4 کیلو گرم است .میشهای این نژاد مادران خوبی هستند و درصد تولید بره آنها اغلب 150 % میباشد.

ح - سات داون( Soutdown )

 

این نژاد از جنوب انگلستان منشا شده است و یکی از قدیمی ترین نژادهای گوسفند در دنیا محسوب میشود. جثه این گوسفند کوچک و نوع بدن بلوکی است . صورت ف گوشها وپاها خاکستری یا قهوه ای است . این نژاد دارای بلوغ زودرس و بدون شاخ میباشد . بیده آن 3/2 تا 2/3 کیلوگرم است. سات داون در سنین اولیه تمایل به چاق شدن و ذخیره چربی دارد.

ط - سافولک ( Suffolk )

 

منشا این نژاد جنوب انگلستان است. جثه ای بزرگ وبدن بلوکی وعضلانی داشته ، صورت ، گوشها و پاها سیاه میباشد .این نژاد بدون شاخ میباشد و بر روی صورت و پاهای آن پشم وجود ندارد.

بیده سافولک 6/3 تا 5/4 کیلوگرم وزن دارد . درصد بره زایی ان 150 % یا بیشتر است . رشد بره در این نژاد سریع بوده و سرعت ذخیره چربی در این نژاد نسبت به سایر نژادها کمتر است . تولید گوشت لخم ولاشه عضلانی از دیگر خصوصیات این نژاد میباشد.

ی - تونس ( Tunis )

                        

نژادتونس از شمال افریقا منشا شده است . رنگ صورت آن قرمز متمایل به قهوه ای تا خرمایی روشن میباشد . این نژاد بدون شاخ بوده و اندازه جثه آن متوسط و زاویه دار است و بدنی بلوکی دارد . دارای پشم زبر بوده و بر روی صورت پشم وجود ندارد.

3- نژادهای پشم دراز

الف کاتسولد ( Cotswold )

                     

از نژادهای قدیمی گوسفند در انگلستان است و منشا آن نیز انگلستان میباشد این نژاد بزرگ جثه بوده و نوع بدن آن بلوکی میباشد .

پاها و صورتی سفید رنگ داشته ، هر چند که دربین آنها سفید متمایل به خاکستری نیز دیده میشود. لکه های تیره بر روی صورت و پاها ممکن است وجود داشته باشد پشم این نژاد رشد زیادی داشته و وزوزی (فر دار) میباشد . این گوسفند بدون شاخ بوده و در برنامه های تلاقی از آن استفاده میشود.

ب - لایسستر ( Leicester )

                      

منشا این نژاد کشور انگلستان است . این گوسفند دارای جثه ای بزرگ و بدن بلوکی میباشد .رنگ این نژاد سفید بوده ، بدون شاخ میباشد و بر روی صورت پشم وجود ندارد .پشم گوسفند لایسستر محافظ خوبی در برابر گرما نمیباشد .

ج - لینکلن ( Lincoln )

                     

منشا لینکلن انگلستان است . این نژاد دارای جثه ای بزرگ بوده و نوع بدن آن بلوکی میباشد . رنگ آن سفید است و بدون شاخ بوده ، پشم دراز و زبری تولید میکند . این نژاد دارای بلوغ دیررس است . پشم تولیدی آن 4/5 تا 2/7 کیلوگرم میباشد . از این نژاد برای تلاقی ها استفاده میشود.

د - رامنی ( Romney )

 

این نژاد یکی از قدیمی ترین نژادهای منشا شده در جنوب انگلستان است . جثه این نژاد بزرگ با با نوع بدن بلوکی است . بیده ای متراکم وبهتر از دیگر نژادهای پشم دراز تولید میکند و و بهمین دلیل سازگاری بهتری نسبت به رطوبت و مناطق مرطوب در مقایسه با سایر نژادهای پشم دراز دارد . این نژاد در برناکمه های تلاقی نژادی مورد استفاده قرار میگیرد.

4 - نژادهای پشم تلاقی یافته

الف - کلمبیا ( Columbia )

 

منشا این نژاد امریکا میباشد و از تلاقی بین قوچ لینکلن و میش رامبویه بوجود آمده است . هدف از این تلاقی بوجود آوردن نژادی است که سازگاری بهتری با مناطق کوهستانی داشته باشد .

کلمبیا جثه ای بزرگ و بدنی بلوکی دارد . این نژاد بزرگترین نژاد تلاقی یافته است . صورت ، گوشها و پاهای سفید داشته و بدون شاخ میباشد .در روی صورت گوسفند کلمبیا پشم وجود ندارد و دارای پاهایی است که از کمی از سایر نژادها بلندتر است

وزن پشم های چیده شده در حدود 5/4 تا 9/5 کیلوگرم است و تولید گوشت لخم مناسبی دارد . کلمبیا غالبا در تلاقی با نژاد صورت سیاه که دارای پشم متوسط میباشد استفاده شده و هدف از این تلاقی تولید بره های بازاری است .

ب- کوریدال ( Corriedale )

                  

منشا آن نیوزلند است .این نژاد حاصل از تلاقی بین قوچهای لینکلن و لایسستر با میشهای مرینوس است .

کوریدال دارای جثه متوسط وکمی بزرگ است صورت ، گوشها و پاهایی سفید رنگ داشته و فاقد شاخ میباشد . این نژاد تولید پشم و گوشت باکیفیت خوب را دارا بوده و وزن بیده آن 5/4 تا 8/6 کیلوگرم در سال است .

ج - پاناما ( Panama )

                          

این نژاد از امریکا منشا یافته . نژاد پاناما حاصل تلاقی قوچ رامبویه و میش لینکلن میباشد . رنگ صورت ،گوشها و پاها سفید بوده وجثه بزرگ ،تیپ بدن بلوکی و بدون شاخ بودن از خصوصیات نژاد پاناما میباشد.

گوسفند پاناما اندکی گوچکتر از نژاد کلمبیا بوده ولاشه کمی گوشتی داشته و در سنین اولیه چربی در بدن آن ذخیره میشود.

د - راملدال ( Romeldale )

                               

منشا راملدال ایالات متحده امریکا است و از تلاقی بین قوچ رامنی و میش رامبویه بوجود آمده است .

این نژادجثه ای متوسط وبدنی بلوکی داشته ، رنگ صورت ،گوشها و پاها سفید بوده

و بدون شاخ میباشد . وزن بیده آن 5/4 تا 9/5 کیلوگرم است. راملدال در تلاقی با میشهای پشم ظریف مورد استفاده قرار گرفته و بره های سازگار با شرایط پرورش در مرتع را بوجود می آورد.

ه - تارگی ( Tar ghee )

                   

منشا تارگی امریکا است . این نژاد حاصل تلاقی بین قوچ رامبویه با میشهای کاریدال - لینکلن-رامبویه میباشد.

این نژاد جثه ای متوسط ،بدنی بلوکی با صورتی سفید رنگ داشته و بدون شاخ است . فاقد پشم در صورت بوده و وزن پشم چیده شده آن 5/4 تا 4/5 کیلوگرم در سال میباشد.

و - بدون دم ( Tailless )

                      

منشا این نژاد امریکا میباشد و از تلاقی گوسفند بدون دم سیبری با تعدادی از نژادهای اصلاح شده بوجود آمده است . هدف از این تلاقی اصلاح یک نژاد است که نیاز به قطع دم نداشته باشد . رنگ صورت ، گوشها وپاها سفید میباشد . این نژاد بدون شاخ بوده و صورتشان بدون پشم است.

ز - سوت دال ( Southdaie )

 

منشا این نژاد ایالات متحده امریکا میباشد و از تلاقی بین نژادهای سات داون و کوریدال به وجود آمدهاست . هدف ازاین تلاقی تولید نژادهایی است که از نظر کیفیت پشم و گوشت مناسب باشند.

5 -نژادهای پشم قالی

صورت سیاه ها یلند ( Black-Faced Highland )

 

                       

این نژاد از قدیمی ترین نژادهای منشا شده در اسکاتلند است . اندازه این نژاد کوچک بوده و دارای پشم زبر و ضخیم در پوشش خارجی وظریف تر در پوشش داخلی میباشد . صورت و پاها سیاه بوده ، قوچهای این نژاد بزرگ و میشهای آن کوچک جثه و کوتاه قد با شاخهای پیچیده میباشند . این نژاد توانایی زندگی در مناطق خشک با پوشش گیاهی اندک را دارا میباشد.

6- نژاد پوستی

قره گل ( Karakul )

 

این نژاد از آسیا منشا شده و یکی از قدیمی ترین نژادهای گوسفند در جهان است . قره گل جثه ای بزرگ و بدنی زاویه دار داشته ،رنگ صورت ،گوشها و پاها سیاه یا قهوه ای میباشد .

قوچهای این نژاد شاخدار و میشها بدون شاخ میباشند و بره هایی با لاشعه ضعیف و فقیر تولید میکنند . پوست بره ها پس از به دنیا آمدن و چند روز بعد از آن مورد استفاده قرار میگیرد . پشم در حیوان بالغ زبر و خشن است وبین 2/15 تا 4/25 سانتی متر طول دارد.

گوسفندان ایران

گوسفندان ایرانی از نظر پشم در گروه گوسفندان با پشم ضخیم ویا قالی میباشند . همگی این گوسفندان دنبه دار میباشند به استثنای زل که دارای نیم دنبه یا بدون دنبه بوده و قره گل که دارای نیم دنبه است .

گوسفندان ایرانی رنگهای مختلفی دارند از جمله میتوان به سفید ، سیاه ، خرمایی ، قهوه ای ،نخودی و خاکستری اشاره کرد .

گوسفندان ایران را بر حسب اصولی تقسیم مینمایند که این تقسیم بندی میتواند بر اساس سفید یا رنگی بودن بدن و یا وزن بلوغ (سنگین ، متوسط ، سبک ) باشد .

منبع : کتاب پرورش گوسفند و بز دکتر شهرام نصابیان

+ نوشته شده در  جمعه 22 مهر1390ساعت 11:1  توسط هادی یزدانی  | 

نژادهای گوسفند

+ نوشته شده در  شنبه 16 مهر1390ساعت 23:31  توسط هادی یزدانی  | 

امنیت زیستی در مزارع پرورش طیور بر پایه شناسایی و رفع منابع آلودگی ( قسمت دوم )

این مقاله حاوی قسمتهای متنوعی است که اطلاعات مختصری را نسبت به شناسایی منابع آلودگی در مرغداریها و راههای مبارزه با آنها بیان میکند .

رفع آلودگی :

رفع آلودگی شامل یک سری عملیات است که با هدف رفع تمامی منابع آلاینده و نابودی عوامل بیماریزایی باقیمانده در محل انجام می شود ضد عفونی کردن محیط نیز یکی از مراحل مجموعه عملیات رفع آلودگی به شمار می آید.

ضد عفونی سالن و خالی ماندن آن بین دورههای پرورشی ضدعفونی کردن شامل عملیاتی است که با هدف نابودی میکرواورگانیسم های موجود در محیط خارجی انجام می پذیرد. ضدعفونی سالن و سایرمکانهای مرغداری پس از خروج پرندگان از سالن ضروری است نه تنها به این علت که از بروز مشکلات بهداشتی جلوگیری می کند بلکه بر بهره وری تولید و کیفیت محصولات تولیدی نیز می افزاید (بطور مثال یک گرم از غبار مرغداری حاوی200هزار تا 800 هزار کولی باسیل است و یک گرم از یستر مرغد اری حاوی 9/7 میلیارد کلی باسیل است ).

هدف از ضدعفونی حفاظت از پرندگان در برابر دونوع حمله میکروبی است :

-          بیماریهای عفونی اختصاصی (ویروسی ، قارچی ، باکتریایی ) که سبب بروز مشکلات بهداشتی می شوند ایمنی ناقص در پرندگان جوان یا عدم واکسیناسیون و استرس ناشی از شروع رشد همگی عواملی هستند که موجبات بروز بیماریها را فراهم میسازند.

-  فلورمیکروبی موجود امروزه با پرورش متراکم طیور اهمیت بسیاری یافته است . تاثیر فلور میکروبی معمولا" به صورت کاهش در تولید وکیفیت محصولات تظاهر مییابد. وضعیت ظاهری سلامت پرندگان ارتباطی با این فلور میکروبی ندارد.

برنامه ضد عفونی که پس از تخلیه طیور از سالن صورت میگیرد باید شامل دوسری عملیات زیرمیباشد:

1- حذف منابع و مخازن میکرواورگانیسم ها از طریق انجام روشهای پاکیزه سازی و نابودی حشرات   

 و جوندگان.

 2- رفع آلودگی که شامل موارد زیر است :

·         بکارگیری اولیه ضد  عفونی کننده پس از پاکیزه سازی

·         خالی گذاشتن سالن میان دورههای پرورشی پیاپی.

·  ضد عفونی ثانویه با استفاده از گاز یا اسپری کردن پیش از ورود  جوجه های جدید به سالن    

 حذف منابع و مخازن میکرو اورگانیسم ها :

پاکیزه سازی

بلافاصله پس از تخلیه پرندگان باید بستر و کلیه و سایل قابل حمل و نقل را به بیرون سالن انتقال داد . بستر را باید در مرکز سالن روی هم انبار نمود و پس از سم پاشی و از بین بردن حشرات داخل آن به خارج از  سالن در منطقه خاصی که تا حد امکان دور از سالنها قرار دارد ، انتقال داد و روی آن را پوشانید. پاکیزه سازی حاشیه مرغداریها نیز نباید فراموش شود ( سقف دیوارههای خارجی  ، فاضلاب و دستشوییها ).

پس از انجام اعمال فوق ، باید پاکیزه سازی سالن را در دو مرحله آغاز نمود :

-          خیساندن موجب نرم شدن کثافات قدیمی و خشک و آماده شدن محیط به منظور شستشو می گردد . این مرحله حداقل باید بیست دقیقه به طول انجامد تا تاثیر و کارآیی لازم را داشته باشد.

-  شستشو با آب پر فشار برای تمامی سطوح و وسایل موجود ، تمامی کثافات و ضایعات آلی را که مخزن اصلی آلودگی به شمار می روند از بین می برد . به عنوان روش جایگزین می توان از آب داغ و پرفشار یا بخار استفاده نمود.

در تمامی این عملیات ، کیفیت آب مصرفی از اهمیت فوق العاده برخوردار است و باید مورد بررسی قرار گیرد ( سازگاری با مواد شوینده ، قابلیت ایجاد کف )

 برنامه کنترل حشرات

هدف از این عملیات نابودی انگلهای خارجی به ویژه مایتهای قرمز ( Red Mites ) و حشرات همچون سوسکهای بستر و مگسها است . مایتهای قرمز که از انواع خونخوارند در مرغان مادر موجب کاهش میزان تولید تا سی درصد می گردند.این مایتها در شکافها و درزهای موجود در سالن زندگی میکنند و منابع مهمی برای سالمونلاها می باشند. سوسکهای بستر مواد عایق موجود را نیز از بین می برند و به عنوان حاملان بسیاری از بیماریهای ویروسی (مارک ، گامبورو ، نیوکاسل ) و بیماریهای باکتریایی ( سالمونلوز و کلی باسیلوز ) مطرح هستند. مگسها نیز از جمله مواردی هستند که علاوه بر انتقال آلودگی به عنوان یک عامل ایجاد استرس نیز مطرح هستند.

حشره کشها و کنه کشها را می توان به روش اسپری یا مه پاشی گرم (Thermonebulisation ) یا گازدهی ( Fumigation ) به کار گرفت. اینها را نباید با ترکیبات ضدعفونی کننده مخلوط نمود ( مگر آنکه شرکت سازنده توصیه کرده باشد ) . ترکیبات فوق عموما زمانی مصرف می شوند که سالن خالی است. اما اگر آلودگی بسیار شدید باشد می توان این کار را درطول دوره پرورش نیز انجام داد به شرطی که از اسپری کردن برروی پرندگان و تخم مرغها در مرغان تخمگذار تا حد امکان پرهیز شود.

برای کنترل مگسها نیز می توان از چهار گروه حشره کش که ذیلا به آنها اشاره می شود استفاده نمود :

-  اسپریهای رسوبی : اینها با فشار کم به صورت غبار اسپری  می شوند و تمام سطوح را خیس می کنند ولی دقیقا قبل از آنکه بر روی سطوح جاری شوند اسپری قطع می شود . این مواد با ظهور اولین مگسها در بهار بکار می روند و در تمام فصول به هنگام افزایش جمعبت مگسها مجددا استفاده می شوند . هنگام استفاده از این حشره کشها باید از اسپری بر روی پرندگان ، دان ، آب آشامیدنی و تخم مرغها اجتناب کرد . از حشره کشهایی که می توان به این روش  هم در خارج سالن و هم در داخل سالن استفاده نمود نیلد و استیروفوس می باشد.

-   طعمه ها : طعمه ها وقتی به همراه سایر تلاشها برای کنترل مگسها بکار برده می شوند بسیار موثر خواهند بود . طعمه ها را باید در جاهایی بگذارند که در دسترس پرندگان و حیوانات دیگر نباشد . طعمه ها را یا به صورت آماده برای مصرف عرضه می کنند و یا خریدار باید آنرا با افزودن مقداری شکر آماده مصرف کند. محلهایی که طعمه گذاری می شوند معمولا محل تجمع مگسهای کشته شده خواهند بود . این مواد حشره کش معمولا از ترکیب متومیل ( Methomyl ) با مواد مورد توجه مگس یا دی کلروفوس ( Dichlovos ) و یا نیلد ساخته می شوند.

-  لاروکشها : این مواد شیمیایی تنها برای کنترل لارو مگسها که در نقاط مرطوب بسر می برند مفید هستند.استفاده مرتب از لاروکشها بر اساس یک برنامه منظم توصیه می شود زیرا تاثیر آن مورد تردید بوده و احتمال مقاوم شدن به این مواد شیمیایی وجود دارد . هزینه این برنامه خیلی زیاد خواهد بود و از همه مهمتر اینکه دشمنان مگسها نیز به این طریق از بین می روند . دی متوات و استیرفوس بعنوان مواد شیمیایی لاروکش مصرف می شوند.

-  اسپری در فضا : این مواد قادرند که تعداد زیادی از مگسهایی را که در اطراف سالنهای مرغداری بسر می برند بسرعت از بین می برند . آنها همچنین می توانند مگسهایی را که در یک فضای بسته مثل اتاق تخم مرغ جمع شده اند به سرعت بکشند. اسپری در فضا تاثیرات رسوبی نخواهد داشت . به این منظور از دی کلروفوس یا پیرترین به اضافه پی پرونیل بوتوکساید استفاده می کنند.

برای کنترل جربها و شپشها روی بدن طیور حشره کشهای متفاوتی وجود دارد . چون بدن پرندگان از پر پوشیده شده است ، نفوذ حشره کشها به ناحیه حضور حشرات بسیار مشکل است. اسپری با فشار زیاد لازم است بکار رود و توصیه می شود که اسپری یک گالن حشره کش برای 75 قطعه در نظر گرفته شود. مواد شیمیایی که بدین منظور استفاده می شوند عبارتند از : پریمترین ، کارباریل ، مالاتیون و استریفوس به اضافه دی کلروفوس.

کارباریل را نباید در فاصله های کمتر از چهار هفته استفاده کرد چون مقاومت تخم حشرات نسبت به حشره کش زیاد خواهد شد. توصیه می شود حشره کشها را هر از چند گاه تغییر دهند تا ایجاد مقاومت در حشرات نسبت به آنها کمتر شود.برای پیش گیری از سریع سوسک بستر باید لاشه پرندگان تلف شده و غذای مرطوب یا کپک زده به سرعت از داخل مرغداری به خارج از آن انتقال داده شود . از نگهداری کود در حاشیه دیوار خارجی سالنها خود داری نمایید. پس از خروج پرندگان از سالن ، به دقت تمامی بستر ، کثافات و ذرات آلی را از سالن خارج کنید چرا که ممکن است حاوی تخم یا لارو باشند. سعی کنید بلافاصله پس از خروج طیور از سالن و در حالیکه سالن هنوز گرم است اقدام به از بین بردن حشرات نمایید. ادامه دارد ...                                                                                

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 تیر1390ساعت 16:42  توسط محسن نیکویی  | 

امنیت زیستی در مزارع پرورش طیور بر پایه شناسایی و رفع منابع آلودگی ( قسمت اول )

این مقاله حاوی قسمتهای متنوعی است که اطلاعات مختصری را نسبت به شناسایی منابع آلودگی در مرغداریها و راههای مبارزه با آنها بیان میکند .


یکی از اولین اصولی که برای مبارزه آلودگی باید در نظر گرفته شود ، منابع آلودگی و نحوه ورورد آنها است . از جمله منابع آلودگی می توان به منابع انسانی ، وسایط نقلیه ، پرندگان بومی و مهاجر ، میکرواورگانیسم های نهفته اشاره کرد . به منظور رفع منابع آلودگی باید به برنامه های کنترل حشرات ، کنترل جوندگان ، ضدعفونی کردن توجه نمود . 
در این مقاله به تفضیل به آنها پرداخته شده و مورد بحث و بررسی قرار می گیرد . قسمت دوم شامل مقاله مربوط به ضدعفونی کردن ، انواع ضدعفونی کنندهها ، نحوه انتخاب ضدعفونی کنندهها می شود که در رابطه با هر بخش بحث و بررسی صورت گرفته است.

مروری گذرا بر منابع آلودگی و اصول امنیت زیستی مرتبط :

همانطور که می دانیم یکی از اساسی ترین کارها در برنامه کنترل بیماریها در مزارع پرورش طیور کنترل منابع آلودگی می باشد . در این بخش به بررسی اجمالی راههای انتقال آلودگی به مرغداری و روشهای جلوگیری از آن می پردازیم .یکی از خطرناکترین منابع انتقال آلودگی در گله های طیور عامل انسانی می باشد. این مهم بدین معناست که کارکنان ، دامپزشکان ، بازدیدکنندگان و افراد متفرقه ایی که به مرغداری رفت و آمد می کنند ، می توانند همراه خود عامل بیماری زا را انتقال داده و باعث آلودگی گله شوند. در جهت کنترل این منابع آلودگی بهتر است اقدامات ذیل صورت پذیرد :

-  باید در محل ورودی مرغداری برای ورود افراد غیر مجاز ایجاد محدودیت نمود.این کار را می توان با محصور کردن اطراف مرغداری و قرار دادن گیتهایی جهت ورود افراد انجام داد. بهتر است در محل ورود افراد به مرغداری یک حوضچه هایی تعبیه شود که داخل آن پر از مواد ضد عفونی کننده بوده و افراد ملزم به عبور از آن باشند.

-  بهتر ا ست از ورود افرادی که امور تجاری و فروش را  انجام می دهند، رانندگان کامیونها و تکنسینها و بازدیدگنندگان جلوگیری بعمل آید مگر اینکه دلیل موجهی برای ورود آنها وجود داشته باشدهمچنین یک اتاق ورودی باید برای افراد در نظر گرفته شود و کلیه افراد قبل از ورود باید لباس مخصوصی که در اختیارشان قرار می گیرد بپوشند.           

-  کارکنان و کارگران باید در هر سالن مخصوص همان سالن باشند اگر به دلیل کمبودپرسنل یک کارگر مسئول دو سالن میشود بایستی اقدامات احتیاطی از قبیل تعویض لباس ضد عفونی کفش و.... را رعایت کنند.

-  دامپزشکانی که برای سرکشی به مرغداری می آیند بایستی علاوه بر انجام نکات احتیاطی فوق سرکشی به سالنها را از سالنهای با سن کمتر شروع کنند و ابتدا گله های سالم را مورد بازدید قرار دهند تا باعث انتشار منبع آلودگی نباشند.

-  بهتر است حتی الامکان قرارها و مناسبات تجاری را درخارج از محل مرغداری قرار دهند.

-  بهتر است در محل ورودی هر سالن روشهایی تعبیه شود تا  افراد قبل از تعویض و لباس و ورود به سالن دوش بگیرند.

یکی دیگر از منابع انتقال دهنده آلودگی وسایط نقلیه ای است که به مزرعه رفت و آمد می کنند کامیونهای حمل خوراک به دلیل احتمال انتقال گرد وخاک از مزرعه ای به مزرعه دیگر می توانند خطری جدی از نظر امکان انتقال آلودگی بحساب آیند برای کنترل آلودگی وسایط نقلیه وکامیونهایی که بمنظور حمل طیور و تخم مرغ یا خوراک طیور بکار می روند باید قبل از بارگیری به دقت ضد عفونی گردند و حتی بهتر است این کامیونها قبل از ورورد به مزرعه نیز ضد عفوتی گردند.

چنانچه نتوان کامیونها ورانندگان آنها را قبل از ورورد به مزرعه به خوبی پاکسازی نمود و باید یکتمان جانبی در جلوی انبارها ساخته شود تا بدین ترتیب کامیونها مجبور باشند وارد این ساختمان شوند در صورتیکه نتوان تدابیر فوق را بکار بست میتوان با تخلیه بار کامیونها در انبارهای موقت در اطراف مزرعه از ورود کامیون  به داخل مزرعه جلوگیری نمود و بدین ترتیب باراز این انبارها باید به قسمتهای مختلف مزرعه توزیع گردد به جهت ضوعفونی کامیونها وسایط نقلیه ای که وارد مرغداری میشودبایستی در محل ورودی مرغداریها حوضچه هایی حاوی موادضدعفونی کننده قرار داده شود باید توجه داشت که عمق حوضچه و همچنین طول آن باید طوری در نظر گرفته شود که حداقل چرخ کامیون تا نصف درون محل ضدعفونی کننده و حداقل دو دور را تا خروج از حوضچه طی نماید.

پرندگان نیز یکی دیگراز عوامل هستند که میتوانند نافل عوامل بیماری زا باشند بمنظور کنترل آلودگی ایجاد شده توسط پرندگان بایستی سالنها طوری طراحی گردد که هیچ محلی برای ورود پرندگان نداشته باشد یکی از نکاتی که حتما" باید به آن توجه شود این است که بایستی سالن هایی که برای انبار دان استفاده میشود طوری طراحی گردد که فاقد هرگونه محلی برای ورود پرندگان باشد زیرا پرند گان مهاجر عموما" نافل هستند و از ترشحات و مدفوع خودشان عوامل عفونی و بیماری زا دفع می کنند و بدین طریق می توانند باعث آلودگی دان مصرفی و درنهایت آلودگی کل گله گردند.

آلودگی ناشی از میکرواورگانسیم های نهفته : منظور از میکرواورگانیسم های نهفته میکرو اورگانیسم هایی هستند که بطور طبیعی در هرمزرعه حضور دارند. بسیاری از میکرواورگانیسم ها در صورت  عدم بکارگیری روشهای مناسب و موثر بمنظور پاکیزه سازی وضد عفونی کردن محیط و یا بعلت وجود ماده های حفاظت کننده ( بقایای مدفوع کثافات و...)قادرند با بکارگیری روشهای طبیعی حفظ بقای خود همچون تولید هاگ به حیات و بقای خود ادامه دهند. برخی از میکرواورگانسیم ها نیز قادرند برای ماهها حدت و توان خود را برای بیماری زایی حفظ کنند که از جمله میتوان به موارد ذیل اشاره نمود:

ویروس بیماری  نیوکاسل برای شش ماه

ویروس بیماری گامبورو برای چندین ماه

باکتری سالمونلاتاینی موریوم براس سی ونه ماه

کوکسیدیاها برای چندین هفته

لایه های میکروبی : در هر نقطه ایی که سطح مرطوب وجود داشته باشد لایه های میکروبی قابل مشاهده اند لایه های میکروبی در واقع تجمع باکتریهای مختلف دربستری ازماتریکس برون یاخته ایی موکوسی اند که میتوانند با استفاده از مژک یا فیمبریه به خوبی به سطوح بچشبند. در لایه ها ی میکروبی باکتریهای متعلق به خانوادهها وسویه های متفاوت یافت می شوند. شکل گیری لایه های میکروبی پدیده ایی پیچیده و بسیار متغیر است و می تواند به عنوان استراتژیهای جهت حفظ بقا تلقی شود که توسط باکتریها اتخاذ میگردد .

این حالت مزایای بسیاری برای آنها دارد برای مثال با استقرار در بسترلایه ها ی میکروبی باکتریها از شرایط سخت خارجی مانند اشعه ماوراء بنفش و عوامل شیمیایی و... محافظت می شوند لایه های میکروبی در طبیعت بعنوان مخزن گوشه های میکروبی عمل می کنند و بدین ترتبیب در حفظ نعادل اکولوژیک نیز نقش دارند.

سالنهای مرغداری بویژه لوله کشیهای موجود در آن نیز از پدیده لایه های میکروبی مجزا و در امان نیستند.

در صورت عدم رعا یت دستورالعمهای پاکیزه سازی و ضد عفونی کارآمد و منظم و لایه های میکروبی موجب بروزخسارات فراوان و متعدد درمرغداری خواهد شد. مطالعات مختلف انجام شده نشان می دهد که مقاومت لایه های میکروبی دربرابر عوامل ضدعفونی کننده بسیار بیش از مقاونت باکتریها به تنهایی است در نتیجه ضدعفونی از کارهایی کمتری برخوردار خواهد بود آزمایشات کلاسیک اندازه گیری تاثیر ضدعفونی سازی نمی توانند مورد استفاده قرار بگیرند علاوه بر آن فن آوریهای ازریابی کارآیی عملیات ضدعفونی و پاکیزه سازی ( برای مثال نمونه گیری از سطوح موجود با استفاده از کشتهای تماسی) نیز نتایج نادرست به دست خواهد داد. ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 خرداد1390ساعت 1:58  توسط محسن نیکویی  | 

لنگش در گاو شیری: میزان بروز و میزان شیوع

ارزیابی میزان شیوع و بروز لنگش عمدتا به منظور مقایسه و تخمین ضررهای اقتصادی مورد استفاده قرار می گیرد. این محاسبات به منظور تشکیل برنامه های بررسی کارایی گله و برای کنترل پیشرفت یا تغییراتی که در امر مداخلات درمانی نیاز است، مورد استفاده قرار می گیرد.

 میزان شیوع، یک تصویر لحظه ای را در زمان ارزیابی آن ارائه می دهد، بنابراین از اینرو، محدودیتهایی همچون نشانگری دقیق و جامع یا پیشگوکننده میزان لنگش که در گذشته و یا در آینده تجربه شده باشد، وجود دارد. از سویی، در مطالعه ای مشخص شده است که اندازه گیری میزان شیوع با متوسط میزان شیوع در همه زمانها ارتباط دارد، و ممکن است بعنوان ابزاری برای بررسی وسعت ابتلا به لنگش، یا بعنوان وسیله ای برای تعیین اثر مداخلات استراتژیک بر لنگش مورد استفاده قرار گیرد. در مواردی که استانداردی برای بررسی شاخص ها وجود ندارد، طبقه بندی نادرست نتایج امری اجتناب ناپذیر خواهد بود. امتیازبندی درجه حرکت، شایعترین شاخص بکاررفته برای بررسی میزان شیوع لنگش است.  Wells و همکاران (1993) مطالعه اپیدمیولوژیکی میزان شیوع لنگش را در 17 گله شیری در مینوسوتا و ویسکانزیس انجام دادند. 14 دامپروری واجد بهاربند و بخش مسقف بود و 3 گله دیگر در فری استال نگهداری می شدند. دو نفر مسئول ارزیابی وضعیت حرکتی دامها در فصول بهار و تابستان شدند. سیستم امتیازبندی درجه لنگش که توسط مشاهده گران انجام می شد، مورد آزمون قرار گرفت تا نتایج ارزیابی حرکتی به شکل قابل اطمینانی باشد (7/92 درصد و 3/91 درصد). میزان شیوع لنگش بالینی که توسط افراد آموزش دیده انجام شد، در طول تابستان 7/13 درصد و در طول بهار  7/16 درصد بود. میزان شیوع 5/2 برابر بیشتر از آن میزانی بود که گله داران تخمین زده بودند. در مطالعهCook  (2003) میزان شیوع لنگش در 30 گله گاو شیری در ویسکانزیس کمی بیشتر از ارقام بدست آمده بود. مشابه با مطالعه ای کهWells انجام داد،  15 گله در Free stall ، 13 گله در Tie stall و دو گله دیگر واجد Free stall یا Tie stall بودند. در این مطالعه، پژوهشگران کارآزما اعتبار (Responsibility) امتیازبندی درجه لنگش را در دو فصل تابستان و بهار مورد مطالعه قرار دادند. امتیازبندی درجه لنگش دامنه 1-4 داشت، نظر به اینکه گاوهایی با درجه لنگش 3 و 4 از نظر بالینی لنگ محسوب می شوند. گاوهایی با درجه لنگش یک (راه رفتن طبیعی) در فصل تابستان و زمستان به ترتیب 9/54 درصد و 9/55 درصد ارزیابی شد. میزان شیوع لنگش در طول تابستان 1/21 درصد بود که با 9/23 درصد فصل زمستان قابل مقایسه بود. در این مطالعه، میزان شیوع لنگش به شکل قابل ملاحظه ای با نوع جایگاه و سطح بستر مرتبط بود. گله های Free stall میزان شیوع بالایی از لنگش را درفصل زمستان نشان می دادند، درحالیکه اختلاف فصلی برای گله های Tie stall مشاهده نشد. بعلاوه، در گله هایی که در Free stall   نگهداری می شدند، اختلاف معنی دار فصلی در میزان بروز لنگش برای دامهایی که از بستر شنی استفاده می کردند، مشاهده نشد. در گله هایی که در Free stall   آنها از بسترهایی غیر از شن استفاده کرده بودند، میزان شیوع لنگش در آنها افزایش چشمگیری داشت.  Whay و همکاران (2000) یک مطالعه اپیدمیولوژیکی را در انگلستان انجام دادند، اما بعد از یک مدت کوتاهی بعلت همه گیری تب برفکی ادامه مطالعه غیر ممکن شد. علی رغم این پیشامد تاسف برانگیز، داده های 53 دامپروری مورد بازبینی قرار گرفت. چهل و نه گله درFree stall نگهداری شدند، در حالیکه در 4 دامپروری دیگر واجد جایگاههایی با بستر کاه و کلش بودند. در هر مورد از گله داران تقاضا می شد تا تعداد دامهای مبتلا به لنگش را تخمین بزنند. با جمع آوری این داده ها پژوهشگران دست به یک سری از مشاهدات همچون بررسی میزان شیوع لنگش نمودند. سیستم امتیازبندی درجه لنگش چهارتایی برای آموزش افرادی که قرار بود درجه لنگش را ارزیابی نمایند مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که متوسط میزان شیوع لنگش که توسط افراد آموزش دیده صورت گرفته است، 11/22 درصد (دامنه 0- 50 درصد) برآورد شده است. در حالیکه دامپروران، میزان شیوع لنگش را 73/5 درصد (دامنه 0- 35 درصد) تخمین زدند که حکایت از آن دارد که دامپروران میزان شیوع لنگش را کمتر از آن چیزی که وجود دارد، تخمین زدند.        

میزان بروز موارد مبتلا به لنگش
 میزان بروز لنگش اساسا بصورت سالانه و از گله هایی که درمانهای انجام گرفته برای دامهای مبتلا را سالانه ثبت می کنند، مورد استفاده قرار می گیرد. هنگامی که از داده ها برای تعیین درستی یا میزان بروز واقعی لنگش استفاده می شود، باید داده ها با دقت مورد بررسی قرار گیرد. برای مثال، در بسیاری از موارد تنها مواردی را که به درمان به آنتی بیوتیک نیاز دارند و با هدف اجتناب از باقیمانده های دارویی مورد بررسی قرار می گیرد. در برخی گزارشات تنها دامهایی که توسط دامپزشک مورد درمان واقع شدند، ثبت می شود. این قبیل مطالعات منجر به تخمین کمتر از اندازه واقعی میزان بروز لنگش می شود. اطلاعات گزارش شده توسط سم چینان ممکن است منبع بهتری برای محاسبه میزان بروز لنگش باشد. اما در غالب موارد این اطلاعات بخاطر عدم تطابق با سیستم نگهداری اطلاعات دامپروری ثبت نمی شوند، یا آنکه واژه های مورد استفاده براحتی توسط دامپروران قابل تفسیر نمی باشد. نتیجه آنکه، دامنه وسیع و متغیری از میزان بروز لنگش گزارش می شود. Vermunt دامنه بروز لنگش مواردی که توسط دامپزشک درمان شده است را 5/2 درصد کمتر از داده های ثبت شده توسط دامپرورانی که دامنه 55 درصد یا بیشتر را نشان می دهند، گزارش نمود.  در انگلستان از سال 1989 تا 1991 یک مطالعه اپیدمیولوژیک که برای جلوگیری از به تله افتادن (در موارد ذکر شده در بالا) طراحی شد. محققین اطلاعات 37 دامپروری را از 4 ناحیه انگلستان و ولز جمع آوری نمودند. از یک پرسشنامه برای جمع آوری تمامی اطلاعات گاوهای شیری استفاده شد و از دامپروران، گله داران و دامپزشکانی که از قبل آموزش دیده بودند و بخوبی قادر به تشخیص جراحات بودند برای تکمیل این پرسشنامه استفاده شد. سم چینان غالبا با اعضا تیم تحقیقی همراه می شدند تا در تکمیل پرسشنامه کمک کنند. از داده ها برای تعیین میزان بروز لنگش استفاده شد. متوسط میزان بروز لنگش در طول ماههای زمستان 6/54 درصد در سال برآورد شد. متوسط میزان بروز لنگش در طول فصل زمستان 7/31 درصد بود که با فصل تابستان که 9/22 درصد را نشان می دهد، قابل مقایسه می باشد. جراحات مسبب لنگش در اندام های حرکتی خلفی 92 درصد بود که 65 درصد آن مربوط به  انگشت خارجی بود، 20 درصد نواحی پوست و 14 درصد انگشت داخلی را مبتلا نموده بود. زخم کف (40 درصد) و بیماری خط سفید (29 درصد) از جراحات غالب مشاهده شده در انگشتان بودند. درماتیت انگشتی (40 درصد) شایعترین جراحت ناحیه انگشت بود. در اندام های حرکتی قدامی، 46 درصد جراحات در انگشت داخلی، 32 درصد در انگشت خارجی و 22 درصد در پوست انگشت رخ داده بود. ترک کپسول سم، سوراخ شدگی (جسم خارجی) و گندیدگی سم در موارد مبتلا به لنگش شدید به چشم می خورد. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 خرداد1390ساعت 1:54  توسط محسن نیکویی  | 

علل قطع تخمگذاري درمرغ

توليد تخم يك پديده جالب توجهي است. پولت مرغ تخمگذار در 20-18 هفتگي تخمگذاري را شروع مي كند و در حدود 35 هفتگي به اوج تخمگذاري مي رسد كه در اين هنگام ميزان تخمگذاري بيش از 90 درصد مي باشد(9 تخم در 10 روز به ازاي هر مرغ يا 9 تخم در يك روز به ازاي 10 مرغ). پيك تخمگذاري در حدود 10 هفته طول مي كشد و پس از آن توليد تخم به تدريج كاهش مي يابد.

يك مرغ پر توليد در هر سال حدود 10 برابر وزن بدنش تخم مي گذارد متوسط تعداد تخم در مرغ نژاد لگهورن سفيد تجاري حدود 265 عدد در هر سال است ولي نژادهاي ديگر در مقايسه با آن تخم كمتري مي گذارند و در اكثر مواقع مرغهاي بومي پرورشي از لحاظ توليد تخم پتانسيل پايين تري دارند. 
در يك مرغ تخمگذاري به دلايل متعددي قطع مي گردد محركهاي خارجي و داخلي سطوح هورموني بدن مرغ را تحت تاثير قرار مي دهند كه باعث تغيير شرايط حاكم بر اندامهاي تخمگذاري (تخمدان و اويدوكت ) مي شود كه اين تغييرات باعث كاهش و يا توقف توليد تخم مي گردند. كاهش طول روز ، بيماري، كرچي ، تغذيه نا مناسب و استرس از جمله عمده ترين عواملي هستند كه بر توليد تخم اثر مي گذارند. اما در شرايط ايده آل هم توليد تخم هر مرغ به تدريج كاهش يافته و نهايتاً متوقف ميگردد. 
..كاهش طول روز 
از اوايل تيرماه هر سال روزها شروع به كوتاه شدن مي كنند و مجددا از اوايل دي ماه هر سال بلندتر مي شوند. طول روز از حدود 16 ساعت در اوايل تابستان به حدود 8 ساعت در اوايل زمستان ميرسد اين تغيير در طول روز باعث تولك رفتن و قطع تخمگذاري مي گردد كه ممكن است چندين ماه طول بكشد. براي جلوگيري از كاهش توليد در اثر تغيير در طول روز به نوردهي مصنوعي نياز است. براي حفظ توليد، طول روز بايد افزايش يابد و يا اينكه بيش از 12 ساعت به ازاي هر روز ثابت بماند(مثلا 14 تا 16 ساعت در روز). نور مورد نياز بايد طوري باشد كه بتوان روزنامه خواند ولي نوع منبع نوردهي مهم نيست. بايد توجه داشت كه اگر يك برنامه نوردهي شروع گردد بايد ادامه يابد و قطع نور حتي به مدت يك روز هم ميتواند اثر منفي بر توليد داشته باشد و بهتر است كه از يك تايمر ارزان قيمت براي كنترل برنامه نوري استفاده گردد. 
تولك 
تولك رفتن يك مرحله فيزيولوژيكي طبيعي است كه به مرغ اجازه مي دهد تا پرهاي كهنه و قديمي خود را جايگزين كند و اويدوكت را كه اندام توليد تخم است بازسازي كرده و مجددا جوان كند. وقتي كه تولك روي مي دهد مرغ اكثر انرژي خود را صرف رشد پرها كرده و تنها مقدار اندكي از آن را براي توليد تخم مصرف مي كند. 
تولك طبيعي يك پديده فصلي است كه با تغيير در طول روز ارتباط دارد. پرريزي در پرندگان اهلي در هر زماني مي تواند روي دهد(بخصوص اگر مرغ در معرض برخي استرسها قرار گيرد). پرريزي سريع در تمام گله معمولا نتيجه حوادث استرس زاي جدي مثل فقدان آب و غذا و يا مشكلات ناشي از برنامه هاي نوردهي است. گاهي با يك برنامه نوري خاص تولك اتفاق مي افتد در هنگامي كه تولك در دوران روزهاي بلند اتفاق مي افتد پرريزي غالبا ناتمام مي ماند در اين حالت ممكن است كه مرغ هرگز به توليد ايده آل خود بر نگردد براي رفع اين مشكل بهتر است كه اجازه دهيم تا مرغ در طول دومين زمستان به تولك برود. كه با خاموش كردن نور به مدت 6 هفته در زمستان اين عمل اتفاق مي افتد. كه مرغ كاملاً پرريزي مي كند و سپس با قرار دادن در شرايطي با طول روز بلند مجدداً توليد را از سر مي گيرد. 
..
تذكر: در تولك رفتن پرها بصورت ناحيه اي يا تكه تكه نمي ريزد و اگر چنين حالتي مشاهده شود به احتمال زياد نتيجه نوك زدن طيور مي باشد. 
..
كرچي 

كرچي يك استعداد طبيعي است كه مرغ روي تخم ها نشسته و جوجه ها را تفريخ مي كند. اكثر مرغ ها بالاخره كرچ مي شوند برخي نژادها بيشتر از ديگر نژادها كرچ مي شوند و در برخي نژادها اين عمل به ندرت اتفاق مي افتد (كوشين و سيلكي ركورددار كرچي هستند ولي لگهورن به ندرت كرچ مي شود). وقتي كه يك مرغ كرچ ميشود تغييرات هورمني موجب قطع تخمگذاري ميگردد. كي از عوامل اصلي مؤثر بر كرچي معمولا جمع شدن تخم در لانه است، ولي برخي مرغ ها بدون وجود تخم در لانه هم كرچ ميگردند. براي كاهش كرچي، بايد تخم ها هر روزه از لانه جمع شده و محل آنها صاف شود. اگر يك مرغ مايل باشد كه زمان طولاني در لانه بماند بايد بمدت چند روز از لانه رانده شود در اين صورت پس از يك دوره زماني، رفتار كرچي پايان يافته و مرغ به حالت توليد تخم برميگردد. 
..
سلامتي گله 

مشكلات بيماري هر از گاهي در تمام گله ها بروز مي كند. در برخي مواقع، كاهش توليد تخم از اولين نشانه هاي بروز مشكل است. ساير علايم شامل كسلي ، عدم فعاليت ، لنگش ، سرفه ، بيحالي و در نهايت مرگ مي باشد. برخي مرگ و ميرها، طبيعي است ولي اگر چندين پرنده علايم مشابهي را نشان دهند بايد جهت اطمينان از نوع بيماري از متخصصين طيور و يا آزمايشگاهاي تشخيصي كمك گرفت . 
..سن 

تمام مرغها سرانجام توليد تخم را قطع مي كنند. معمولاً مرغها تا 3-2 سالگي به توليد ادامه ميدهند تا اينكه شروع به كاهش توليد نموده و نهايتاً توليد تخم را قطع مي كنند. تولك رفتن مكرر و طولاني مي شود و برخي مشكلات فيزيكي در تخمدان و اويدوكت روي مي دهد. گذشته از اين مسائل وقتي يك مرغ پر توليد به مدت 3 سال تخمگذاري مي كند ممكن است كه بيش از 30 برابر وزن بدنش تخم بگذارد. در برخي شرايط اويدكت توانايي خود را در عبور تخم از دست ميدهد و يك يا چند تخم در اويدوكت به تله مي افتد كه اين حالت از تخم افتادن ناميده مي شود. در موارد ديگر مرغ توليد زرده اي مي كند كه توسط اويدكت جمع آوري نمي شودو در محوطه بطني بدن باقي مي ماند. كه بروز اين حالت براي درصد پاييني از زرده ها، طبيعي است و مرغ مي تواند به سادگي آنها را مجدداً جذب بدن كند ولي هنگامي كه اين عارضه هر روز اتفاق بيافتد مرغ به تخمگذار بطني معروف ميگردد. 
گاهاً مرغ هاي مسن تر تخمهاي بزرگتر و يا تخمهاي دو زرده مي گذارند در اين مورد اويدوكت كه فقط در هنگام گذاشتن تخم گشاد مي شود ممكن است كه به حالت طبيعي خود و به داخل بدن مرغ بر نگردد و اويدوكت گشاد شده در بيرون از بدن نمايان باشد كه اين حالت بنام پرولاپس مجاري تخم شناخته مي شود و يك موضوع جالبي براي مرغهاي گله جهت نوك زدن خواهد بود. چنين مرغي بايد فوراً از گله حذف شود. در هر يك از موارد فوق الذكر تخمگذاري قطع شده و سلامت مرغ به خطر مي افتد. بنابراين بهتر است اين مرغها از گله حذف شوند. 
..
تغذيه نامناسب 

نوع و مقدار جيره غذايي جهت حفظ حداكثر توليد تخم اهميت زيادي دارد. جيره غذايي جوجه ها بايد بر حسب احتياجاتشان بالانس گردد. هر گونه مكمل سازي با ضايعات غذايي يا پسمانده هاي باغات و... ممكن است موجب بهم خوردن تعادل جيره غذايي مي گردد. براي كسب حداكثر توليد تخم، مرغهاي تخمگذار بايد تخمگذاري را بصورت مصرف اختياري تغذيه كنند و علاوه بر آن بايد به اندازه كافي پوسته صدف در ظروف جداگانه اي در اختيار آنها قرار داده شود. 
تذكر: هرگز نبايد از جيره هاي آغازين و يا رشدي براي مرغهاي تخمگذار استفاده شود چون مواد مغذي اين جيره ها متفاوت است كه باعث كاهش توليد مي گردد. استفاده از جيره هاي آغازين باعث بهم خوردن تركيبات داخل تخم مرغ خواهد شد. 
..
استرس 

توليد تخم در مرغها در حقيقت فعاليت توليدمثلي آنهاست وقتي كه يك مرغ در معرض استرس قرار مي گيرد با قطع تخمگذاري به اين حالت پاسخ مي دهد. حمل و نقل، دستكاري، حرارت بيش از حد، ايجاد وحشت و قطع خوراك وآب استرسهايي هستند كه در نهايت توليد تخم را تحت تاثير قرار مي دهند. حفاظت از عوامل خارجي و شكارچيان، تميز و خوب نگهداري كردن سالنهاي پرورشي، تهويه كافي در سالنهاي بسته، دسترسي دايم به خوراك و آب و... موجب كاهش استرس شده و به حفظ توليد بالاي تخم كمك مي كند. نگهداري طيور در وضعيت مناسب بهداشتي و مديريت خوب در گله موجب افزايش توليد تخم شده و تخمهايي با كيفيت بالا و بازارپسندي مناسب را براي افراد خانواده و مشتري به ارمغان خواهد آورد. 
..

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 خرداد1390ساعت 21:20  توسط محسن نیکویی  | 

خوراکهای مکمل برای گوسفند

درغرب استراليا بيشتر پروش دهندگان گوسفند مكمل هاي غذايي را زماني مورد استفاده قرارميدهند كه خوراكهاي مزرعه بيشتر شامل كاه غلات با كيفيت پايين و علوفه ي خشك باشد , در حاليكه اين خوراكها نميتوانند نيازهاي غذايي بره ها يا ميشهاي مرحله آخر آبستني يا در شير دهي را تامين كنند .

درغرب استراليا بيشتر پروش دهندگان گوسفند مكمل هاي غذايي را زماني مورد استفاده قرارميدهند كه خوراك هاي مزرعه بيشتر شامل كاه غلات با كيفيت پايين و علوفه ي خشك باشد ,  در حاليكه اين خوراك ها نميتوانند نيازهاي غذايي بره ها يا ميشهاي مرحله آخر آبستني يا در شير دهي را تامين كنند .هدف از تغذيه خوراکهاي مكمل اطمينان از آن است كه حيوان بتواند تا حد امكان خوراك خشك دريافت كنددر حالي كه اين خوراك مكمل را با كيفيت برتر جهت نگهداري و رشد دريافت مي دارد خوراكهاي مكمل مي توانند ديگر مواد مغذي كه موجب افزايش بهره وري استفاده از خوراك ميشوند را نيز تامين كند .تمام اين اقدام ها بايد با توجه به خوراكهاي موجود در منطقه و قيمت آنها باشد .

انتخاب خوراكهاي مكمل 
مكمل هاي مهمي كه در دسترس پرورش دهندگان مي باشد شامل آجرهاي ليسيدني ٬ دانه غلات (يولاف جو و گندم )لوپن ٬ علوفه ٬ غلات ٬ علوفه مرتع و كاه غلاتي كه ممكن است براي بهبود كيفيت فر آوري شده باشد . در اين مقاله مزايا و معايب نسبي هر كدام از اين اقلام بررسي ميشود .بلوكهاي ليسيدني 
بيشتر بلوكهاي ليسيدني براي تامين اوره و مينرالها براي حيواناتي كه خوراكهاي كم پروتئين مراتع را مصرف ميكنند ساخته شده است تا آمونياك شكمبه اي لازم براي فعاليت جمعيت ميكروبي فراهم شود .در غرب استرالیا دامهايي كه كاه غلات را با مكمل بلوكها ي ليسيدني مورد استفاده قرار ميدهند افزايش وزن بيشتري دارند .آزمايشهاي ايستگاههاي تحقيقاتي نشان داده است كه در سالهاي متعادل با مقداري باران تابستانه گوسفنداني كه از بلوكهاي ليسيدني همراه با كاه استفاده ميكرده اند سرعت كاهش وزن كمتري در مقايسه با گوسفنداني كه كه از اين مكمل استفاده نميكرده اند ٬ داشته اند . اين در حالي است كه گوسفندان تغذيه شده با لوپن اضافه وزن داشته اند .استفاده از بلوكهاي ليسيدني راحت است ٬ براحتي حمل ميشود و تنها بايد هر 2تا 3 هفته يك بار مورد استفاده قرار داد . ولي قيمت نسبتا بالاي مواد مغذي در اين بلوكها باعث ميشود كه اين مكملهاي خوراكي گران تمام شوند .‌‌‌‌‌دانه هاي غلات
دانه ي غلات بيشترين و گسترده ترين شكل خوراكهاي مكمل در دسترس هستند كه معمولاً از بلوكها و شبدر ارزانترند .همچنين براحتي ميتوان آنها را حمل و نقل و انبار كرد . اما دانه ٔغلات حاوي مقادير بالايبالاي نشاسته مي باشند . در ابتداي تغذيه با آنها با احتياط و دست كم هفته اي دو بار تغذيه شوند تا از مسموميت ناشي از آنها جلوگيري شود .محققان به وضوح نشان داده اند كه تغذيه نشاسته (بصورت دانه هاي غلات )همراه با جيره هاي بر پايهٔكاه موجب كاهش ميزان گوارش سلولز (فيبر ) تا 50%ميشود . دامهايي كه فقط با كاه تغذيه شدند٬ در 6 هفتهٔابتدايي آزمايش تغيير وزني مشابهي با دامهايي داشتند كه همراه با كاه تا 40% كل جيره نشاستهٔ گندم دريافت ميكردند براي آنكه مقادير اقتصادي دانهٔ غلات توسط گوسفند استفاده شود بايد با افزودن مواد اضافي مقدار مصرف آن را محدود كرد . نشان داده شده كه مخلوط سنگ آهن با جو (در حالي كه 30 جيره را تشكيل دهد)موجب محدود كردن مصرف جو تا 200 گرم در راس در هر روز ميشود خوراندن چنين مخلوطي به ميشهاي آبستن در طول تابستان و پاييز موجب ثابت ماندن وضعيت آنها شده است .البته به نظر ميرسد كه چند اشكال فني در مخلوط كردن سنگ آهك با جو وجود دارد . ماده ي خشك سنگ آهك بايد نسبتا پايين و ثابت باشد تا مخلوط به راحتي تشكيل شود .همچنين سنگ آهگ ممكن است درون تانكهاي ذخيره يا هاپر سولفيد شود كه خود مستلزم صرف نيرو و كارگر براي شكستن آن است حالت سفت شدن همچنين ممكن است در لبه دهانه خوراك ريزها به وجود آيد كه بايد دست كم دوباره در هفته تميز شوند . اين مشكلات بايد در كنار مسائل مربوط به تجهيزات مخلوط كردن و تغذيه كردن مخلوط مورد توجه باشد .لوپن 
دانه لوپن معمولا در مقادير مساوي به ازاي هر تن گرانتر از دانه غلات است ولي با افزايش دانسته هاي مااز ارزش اين مكمل غذايي به نظر مي آيد كه شايد حتي با قيمت بيشتر خريد اين خوراك از لحاظ اقتصلدي به صرفه باشد . اين دانه مقدار اندكي نشاسته دارد لذا موجب اسيدوز نمي شود . به همين دليل نيازي نيست كه فقط دوبار در هفته تغذيه شود به نظر ميرسد كه دست كم 6 هفته تغذيه با خوراك هاي حاوي نشاسته ي بالا مثل گندم و جو نياز است كه اين خوراكها بابازدهي مناسب توسط حيواناتي كه علوفه كم اهميت مي خورند مورد استفاده قرار مي گيرد . كيفيت يولاف بسته به محل كشت متغير است وميتواند عملكرد حيوان را بشدت تحت تاثير قرار دهد 
تاثير اين خوراكها مكمل بر ميزان رشد پشم حيوان نيز بايد مورد توجه قرار گيرد .لوپن پروتئين را همچون انرژي تامين ميكند .كاه غني شده 
كاه عمل آوري شده يك جايگزين براي استفاده از دانه هاي مكمل يا بلوكهاي ليسيدني ٬ عمل آوري كاه كم كيفيت غلات است كه موجب افزايش گوارش پذيري آن ميشود .در اين خصوص بايد هزينه هاي برداشت كاه ٬ بسته بندي و در كنار هزينه هاي ناشي از عمل آوري مورد توجه قرار گيرد . تغذيه با كاه عمل آوري شده همچنين متضمن استفاده از مقادير زياد خوراکها براي توليد جيره كامل مي باشد .مهمترين مزيت اين راهكار استفاده از مواد خام (كاه غلات )ارزان قيمت است و گوسفندان ‌‌‌‌در مراتع محدود شده افزايش مقدار خوراك مرتعي در ابتداي پاييز در پي خواهد داشت .آ – آلكالاژ 
اين كارباافزودن هيدروكسيد سديم به كاه براي افزايش هضم پذيري آن انجام ميشود . در اين پروسه كاه بر روي هم انباشته ميشود يا در يك حفره سيلو مي گردد . سپس مخلوطهاي معدني بدان افزوده ميشود اين پروسه باعث افزايش هضم پذيري كاه ميشود كه هنگامي كه به گاوها داده شود٬ افزايش وزن بهتري در مقايسه با كاه ساده دارد . اگر چه هنگامي كه كاه آلكالاژ به گوسفند داده ميشود مقدار رشد متغير تر است.ب – اوره 
روش دوم استفاده از اوره كه در بيشتر نقاط جهان انجام ميشود . اگر چه بر خلاف افزايش هضم پذيري بعد از عمل آوري ٬ عملكرد گوسفنداني كه كاه عمل آوري شده دريافت كردند به طور معني داري از آنهايي كهكاه ساده همراه با 250 گرم دانه لوپن دريافت كردند٬ كمتر بود .

نتيجه
 

به نظر ميرسد دانه لوپن مناسبترين خوراك مکمل باشد ولی استفاده از آن محمدود است . وارد کردن خوراک باعث افزايش ريسك ناشي از تخم علف هاي هرز ميشود پرورش دهندگاني كه خود يولاف و جو مي كارند ترجيح ميدهند كه هزينه هاي ناشی از حمل و نقل خريد لوپن را نداشته باشند .نوع و مقدار خوراكهاي مكمل بر اساس خوراكهاي در دسترس وضعيت حيوان و اهداف پرورش متغيير است . نتايج مربوط به مقدار رشد پشم و تغير وزن با توجه به نوع و مقدار خوراكهاي مكمل و در سيستم هاي چراي مشابه٬ راهكارهايي براي پرورش دهندگان در جهت اتخاذ سياستهاي مديريتي بوجود مي آورد

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 خرداد1390ساعت 21:12  توسط محسن نیکویی  |